عشق یعنی
-
تاریخ: 1397/12/23 ساعت: 20:44
یه روزی که از این روزا زیاد دور نبود فک میکردم اگه تورو داشته باشم همه چی دارم فک میکردم عشق ینی همه چیز و ازدواج با عشق یعنی خوشبختی و به معنیه دقیق تر عشق یعنی امنیت و ازدواج با عشق ینی یه زندگی تض
حرف دل ... درد دل ...
-
تاریخ: 1397/12/23 ساعت: 20:44
امروز برا اخرین بار اومدم تو خونه ای ک دیگه مال ما نیست وقتی داشتم برا اخرین بار در و پنجره هاشو تمیز میکردم بغض کردم و دلم گرفت نه برای از دست دادنه خونه ای ک شاید دراینده بتونیم بخریمش یا نتونیم
مدیون اشکای منی
-
تاریخ: 1397/12/23 ساعت: 20:44
امروز من تورو دیدم با کسی ک میگی فاطی بود اما میدونم ک نبود چون دیدمش چون دروغ گفتی ک تصادف کردی و دنبال کسی بودی و دروغ گفتی چون رفتی و وانستادی و دروغ گفتی چون فاطی گفت قبل از اونکه من ببینمت رسوند
روزای جدید
-
تاریخ: 1397/12/23 ساعت: 20:44
چند روزه ک مغازه جدیدتو باز کردی این مدت خیلی زحمت کشیدی و خیلی خسته شدی اما ارزششو داشت حالا ک مغازه ت باز شده خداروشکر درامدش برات خوبه امیدوارم بهتر از اینم بشه این روزا همش خسته ای کاش کارات زودتر تموم بشن و بتونی یکم ب خودتم استراحت بدی ک دوباره کنار هم باشیم شاید این کلر جدید باعث شه روزای جدی...
راه جدید
-
تاریخ: 1397/12/23 ساعت: 20:44
سلام خیلی وقته اینجا چیزی نگفتم شاید الانمکهدارم مینویسم آخرش پاکش کنم ... این روزا کار جدیدی رو شروع کردم که واقعا بهش علاقه دارم و حس خوبی دارم نسبت به کارم ... روزای بدی رو از نظر کاری پشت سر نم
غرور
-
تاریخ: 1397/12/23 ساعت: 20:44
سلام نیومدم غر بزنم و گله کنم اومدم باهات حرف بزنم مثه یه دوست نمیدونم چند ماه باید بگذره ک بیای اینجا و ببینی حرفامو اما فقط امیدوارم ک ببینی منو تنها میزاری پشتمو خالی میکنی ازم فاصله میگیری
....
-
تاریخ: 1397/2/30 ساعت: 20:45
سلام عزیزم سال نو تو هم مبارک باشهبخوام بنویسم میشه گله و شکایت پس فقط 
خبرای خوب
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 4:21
خوب بعد از چند وقت سلام ... توی پست قبل تو خبرای خوب رو گفتی و حالا نوبت من رسیده ... اول اینکه بالاخره یه کار پیدا کردم و دیگه بیکار نیستم ... البته خدا کنه بتونم ادامه ش بدم و برامون خوب باشه ... سختی های خودش رو داره ولی خوب در کل خوبه که بیکار نیستم ... دوم اینکه بچه مون از قرار یه دختر خوشگل و ...
دلتنگی ... دلخوری ... دلخوشی ... نمیدونم
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 4:21
سلام امروز نمیدونم چند شنبس ولی فک کنم 18ام مهر میشه دخترمون شد یه فرشته شهریوری و امروز هجده روزه شده خبر خوب اومدنشه بودنش به هردومون دلخوشی میده زندگیمونو عوض کرده همه چیز رنگ جدیدی گرفته و خبر بد یه دنیا درد و دلتنگی و دلخوری من و مریضیای دخترمون روزی که فکر میکردیم نی نی مون دنیا نیومد دصبح 31 ...
همچنان امیدوارانه
-
تاریخ: 1396/6/4 ساعت: 5:38
سلام عزیزم دو ماه کار سخت رو گذروندیم و کلی موفقیت و کلی خستگی داشتیم خستگیهاش چیز مهمی نیس چون پشتش موفقیتهای بزرگ زیادی داره تولدت و سالگرد ازدواجمون رد شد و امسال تونستم برات یه تولد خوب بگیرم جوری که همیشه دوست داشتم باشه خوشحالم از خوشجال بودنت دخترمون هم بزرگ شده و کلی شیرین بازی داره و این شی...
فراموشی
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 13:52
سلام عزیز دلم نمیدونم چرا وبلاگمون جایی که قبلا پر از عشق بود تبدیل شده به نوشته های خبری و سرد من و نوشته های گله وار تو و اگه همه چی مون اوکی باشه حتی بهش سر هم نمیزنی دوست ندارم اینجوری باشه خبرای جدید اینکه عمل کردم و پولش زیاد نشد اتنا جای قرعه کشی شو با من عوض کرد و خیلی جلو افتادیم دخترمون
هنوزم خبری ازت نیس
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 13:52
سلام به خودم مدتیه اینجا تنهام و هر وقت بهت سلام کردم به اینکه همش سرت تو گوشیته نیومدی پیامامو بخونی از حالم بگم گرچه خودت خوب میدونی و همش در حال اعتراضی ضعف بعد از عمل ها و کم خونی و بچه شیر دادن ضعیفم کرده و بی رمق و بی اعصاب و افسرده شدم خیلیا بعد زایمان اینجوری میشن و بیرون اومدن از این حالت
جدید شد
-
تاریخ: 1396/5/19 ساعت: 13:52
سلام بهترینم سال 95 تموم شد خوبی و خوشی در کنار سختی زیاد داشتیم سخایش مریضی تو بود ولی خوشیش وجود پرینازمون موفقترین سال رو رد کردیم و اومدیم توی سال جدید و پر از موفقیت دیگه تلاشمون رو بیشتر میکنیم و سال 96 موفقتر عمل میکنیم کنار شما بودن لحظه تحویل سال چسبید عشق جان دوست دارم دوستون دارم عشقین هر...
روزای سخت ...
-
تاریخ: 1395/8/20 ساعت: 17:40
سلام عشقم تو روزهای سختی هستیم و میدونم شاید مثه من دپرس باشی البته من و تو به سختی عادت کردیم و روزهای سخت زیادی رو گذروندیم باهم اما حالا نفر سومی در میونه که دلم نمیخاد سختی بخشی از زندگیش بشه حالا که باید برم صفرامو عمل کنم تنها چیزی که براش ناراحتم دخترمونه چون باز باید شیر خشک بخوره و از من دو...
پرنده قشنگم کی میایی؟؟؟
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 23:06
سلام گلم راستش خیلی منتظر این روز بودم که این پست رو بزنم ولی از شرکت الان 22 روزه که من نیومده بودم سره کاربخاطر اینکه حقمو خواسته بودم وضعیتم معلق شده بود اما الان گفتن بیام ولی تغییری تو حقوقم ندادنتو هم میری و میای واسه خدمتتخبر دیگه ای نیس جز اینکه لحظه شماری می کنم که این 3 هفته دیگه م تموم شه...
توکل کن به خدا...
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 23:06
سلام گل قشنگ من میدونم زیاد خوب نیستی مثه مندلیلشم اینه که ماشین رو بردیم نمایندگی و امروز گفتن 3800 خرجشهمنم خلی حالم گرفتس آخه تو وضعیتی هستیم که حتی 100 تومنم جور کردنش سخته برامونولی نمیدونم چرا هی بلا سرمون میاداما راستش اومدم اینجا که از خدا بخوام این موضوعو حل کنههر وقت اینجا اومدم و از خدا ک...
دیوارهای تنهایی ...!
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 23:06
حتی اگر حرفی نبود ؛شمارهام را بگیر و فقط بخند.. وقتی میخندی ،زمان میایستد ..و در زیر پوستم انگارپرندهایستکه برای رهاییپرپر میزند...! این روزهایم را تقدیم می کنم به تو...! به جای تمام روزهایی که نبودم و تنها بودی ...! به جای لحظه هایی که سخت دلتنگت بودم و اسیر دیوارهای بلند تنهایی بودم ...! و کاش دیگ...
تمام شد ...!
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 23:06
تمام شد ...! کوتاه است ... اما بسیار حرف پشت سرش است ...! بغض های تنهایی ها ... شکستن غرور ... عذاب کشیدن ها ... دستور شنیدن ها ... باید ها ... نباید ها ... این ها تمام شد ... ! و حالا من هستم و تو ... با آرامشی که پیش روی ماست ... با دنیایی جدید که پس از این جمله می آید : تمام شد ...!
یک فرار ...!
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 23:05
سلام بهترینم ... روزای خوبی رو پشت سر نذاشتیم ... یه تصادف وحشتناک که هنوز هر شب مهمون خوابم میشه و ترس توی دلم میندازه ... خواست خدا بود که زنده بمونیم ... و با هم و کنار هم باشیم ... این تصادف یه چیز رو یاد من انداخت و احتمالا یاد تو : که چقدر به هم محتاجیم و چقدر همدیگرو دوست داریم ... امیدوارم ز...
خبرای توووووپپپپپ
-
تاریخ: 1395/7/18 ساعت: 23:05
سلام نازنینم چند وقته نشده پست بذارم با موبایل نمیاره خیلی دلم برا اینجا تنگ شده اومدم با کلی خبر تازه بذار از تابستون شروع کنم اول اینکه با تشریفات تسویه کردم و کار دیجی رو باهم شروع کردیم و بسیار هم موفق شدیم و پیشرفت کردیم دوم اینکه بالاخره روزای سخت سربازیت تموم شد سوم اینکه هنوز نشده کار پیدا ک...